راهي را كه از جبال اطلس به كانسارهاي طلا ميرسد نشان داده و اين نخستين اشاره به مالي در روي نقشه است. هر دو نقشه بر روي چلوار مستطيلي ساخته شدهاند و داراي مربعهاي مساوي هستند، مثل اينكه مدارها و نصفالنهارها از يكديگر جدا شده باشند.
اُپيـسينـوس دو كـانيـستريـس
اپيسينوس دو كانيستريس.1 كشيش و موٴلف. در 24 دسامبر 1296 در بخش لوملوي، پاويا، زاده شد؛ او خود پاويا را زادگاه خويش ميداند. به يك خانوادهٴ هوادار پاپ (گوئلفي) تعلق داشت و بدانسبب دچار مصايب فراواني شد، مخصوصاً از سال 1315 به بعد كه پاويا بهدست گالئاتسو ويسكونتي ميلاني رهبر گيبلينيان (هوادار امپراتور) افتاد و بهوسيلهٴ خانوادهٴ گيبليني بكارياي پاويايي اداره شد، آفتاب اقبال خانوادهٴ اپيسينوس افول كرد و تحصيلات او بهناچار ناتمام ماند و مجبور شد از راههاي گوناگون امرار معاش كند. در سال 1315 اعضاي خانوادهاش به جنوا گريختند و او در آنجا از راه نقاشي كتابهاي خطي به گذران زندگي پرداخت. در سال 1318 همراه مادر بيوه و خواهرانش به پاويا بازگشت؛ در سال 1323 دستيار كشيش سانتاماريا كاپِـلا شد. در سال 1327 بار ديگر ناگزير به ترك شهر گرديد؛ به تورتونا، آلساندريا، والِنتسا رفت و سرانجام در بهار سال 1329 در آوينيون مقيم شد و باقي عمرش را در آنجا در غربت گذراند.
او اندكي پس از رسيدنش به آوينيون، درحاليكه بيمار و هنوز بامشكل مالي دست بهگريبان بود، از سوي پاپ يوحناي بيست و دوم به منشيگري دادگاه پاپي منصوب شد و دستكم تا سال 1348 آن سمت را داشت. او در سال 1350 هنوز زنده بود و احتمالاً در سال 1352 درگذشت.
او تحصيلات خوبي كرد؛ لاتيني او درست ولي خالي از لطف است؛ اطلاعات كافي از كتاب مقدس، قانون شرع و تقويم نجومي داشت و با جغرافياي شمال ايتاليا بهخوبي آشنا بود.
مهمترين آثارش عبارت است از:
1. رساله در اولويت حكومت روحاني (آوينيون 1329). رسالهٴ ضعيفي در دفاع از كليسا در برابر امپراتور. تقديم به پاپ يوحناي بيست و دوم.
2. رساله در ستايش شهرهاي تيچينو يا كتاب وصف پاويا (آوينيون 1330، نه آن طور كه موراتوري ذكر كرده 1318 ـ 1321). كتاب جالبي در ستايش زادگاه خودش، كه معرف نوعي آثار رايج در آن عصر است، زماني كه غيرت شهروندي بسيار زياد بود.
3. مجموعهٴ حيرتانگيزي از نقاشيها و نوشتهها، شامل نقشهها و طرحهاي مختلف. اين اصليترين كار و دليل ذكر او در اين كتاب است. بنابراين با تفصيل بيشتر ذكر خواهد شد.